X
تبلیغات
زولا

دیشب، اگر اشتباه نکنم، خبر 20:30 بود که گزارشی در باب گرانی پسته و خرید مردم نشان میداد. جوابهای عده ای از مردم، برایم خیلی عجیب بود. اصلا توقع نداشتم و تصور نمی کردم که مردمی به این ماجرا اینگونه جواب دهند. خبرنگار می پرسید که: «عده ای اعتقاد دارند که حالا که پسته گران شده، نخریم؛ نظر شما چیست؟» یکی از آن آقایان گفت: «پسته هم نخریم، مرغ هم نخریم، پس چی بخریم؟»!!!! یا آن یکی گفت: «اگر نخریم چکار کنیم؟»!!!!

آقا ما مات و مبهوت مانده بودیم که باید چه کرد و چه گفت واقعا!! یعنی وجود پسته در آجیل عید اینقدر مهم است؟ اصلا وجود خود آجیل چرا اینقدر مهم شده که حالا باید به وجود پسته اش اینقدر اهمیت داد؟ اگر نباشد چه حقی ضایع می شود؟ چه آبرویی می رود؟ غیر از این است که عده ای دلال و واسطه با حسابهای پر پولشان به ریش من و شمایی که حتا ممکن است ریش هم نداشته باشی میخندند و در این تجربه، خودشان را موفق می دانند و تئوریشان را به ثبت می رسانند که «هرچقدر هم که گران کنی، مردم دوست دارند و حتما می خرند». در باب مرغ هم همین است. چرا برای خودمان قوت غالبی ساخته ایم که اگر نباشد حس می کنیم سفره مان بی رنگ است و آبرو و شرفمان زیر سوال رفته؟!

پسته, امسال پسته نخریم

جالب است که برای خودمان اصولی را در زندگی میسازیم که هیچ مبنائی ندارد، بعد سراغ آن اصول میرویم و مینالیم و پیش هم شکایت می کنیم که این چه وضعیتی است؟!!! خرجهای بیهوده میتراشیم و برای دل‌مان زندگی می کنیم، بعد واأسفا سر میدهیم که اینقدر هزینه شد و چه و چه!!

-می توانید از اینجا به بعد را نخوانید اگر حوصله ندارید-

درست است که وضعیت اقتصادی مملکت بهم ریخته است، اما انصافا خودمان هم شیوه ی زیستن صحیحی نداریم. نمونه هایی که در همین مدت گرانی ها در اطرافم دیده ام کم نیستند: فلانی گوشی دارد، می رود گوشی اسمارت فون میخرد، بعد می گوید گران است! خب نخر. لپ تاپ دارد، به هوس آنکه لپ تاپ دیگری را می پسندد که اصلا به دردش هم نمیخورد، دو برابر پول می دهد و بعد میگوید خرج زندگی بالاست!!! خب نخر. میخواهند جهیزیه و اسباب منزل بخرند، اقلامی را میخرند که از همین الان می دانند تا دو سه سال آینده به کارشان نمی آید! خدا وکیلی دو نفر آدم در ابتدای زندگی چقدر غذا و مخلفات می خورند که آن همه وسیله ی برقی و غیر برقی برایشان می خرید؟ بارها دیده ام در اقوام که وضع مالی خوبی ندارند و با کلی زحمت و قرض و وام، جهیزیه ای میخرند بس عجیب که چه؟! که دخترشان دل دارد و نباید جلوی بقیه کوچک شود!!! کوچک شود؟!! با جهیزیه؟!! چه حقیر اند اینهایی که با جهیزیه بزرگ می شوند.

یا مثلا فلان خانواده مهمانی نمی گیرد چون برایش تهیه چلومرغ سخت است!! حالا نه کسی امضا گرفته و نه کسی تعهد داده که حتما باید غذا پلو مرغ باشد. آقا ما کسی را داریم در فامیلمان، سفره شان همیشه چند مدل غذا دارد، اکثرا هم باید با نان میل شود. خب چه عیبی دارد؟ سفره شان همیشه چند رنگ است و البته ساده.

یا همین ماشین دار بودن آقایان! خب درست است که کمی سخت است رفت و آمد بدون ماشین، ولی مثلا یکی مثل من که ماشین ندارد، یا آن همه از دوستانم، زندگی سختی داریم؟! زندگی‌مان پیش نمی رود؟ خوشی نداریم؟!

و از این نمونه ها زیاد است در رفتار خودمان و اطرافیانمان. خیلی چیزها در زندگی ما جایشان تغییر کرده و این همان مسئله ی «سبک زندگی» است که باز هم دیر متوجهش شدیم و دیر به فکر افتادیم. مصرف گرایی و تجمل گرایی و رفاه طلبی، خراب کرده است زیستنمان را. مثل همیشه هم منتظریم که رهبری تذکر دهند و بعد تازه شروع کنیم به فکر کردن!

جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1391ساعت 11:31 ق.ظ | توسط جمال الدین کاظمی| 8 نظر|